یادداشت مدیرمسئول
رای دادن برای ادامه حیات اندیشه و آزادی
انتخابات پیش رو از جهات بسیاری برای فعالان جنبش اندیشه مداری و آزادیخواهی به آزمونی دشوار بدل شده است. در شرایط كنونی طبقه ی متوسط جامعه كه در سال های نه چندان دور به عنوان پشتوانه ی اجنماعی این جنبش عمل كرده است در گذر حوادث به نوعی بی عملی و بی تفاوتی سوق داده شده كه می تواند برای فعالان جنبش خطرناك ارزیابی شود . زمزمه های شكست پروژه اصلاحات كه در سالهای اخیر و در پی ناكامی اصلاح طلبان در پی گیری بعضی از اهدافشان شنیده شد، بسیاری از افراد تحصیل كرده و تاثیر گذار جامعه را به این باور رسانده كه اصلاحات در ایران با موانعی جدی رو به رو است و آنها را نسبت به ادامه همراهی با نیروهای اصلاح طلب مردد كرده است. با این همه پرسش اساسی اینجاست كه اگر اصلاحات نتواند پاسخگوی مطالبات طبقه ی متوسط جامعه باشد چه راه حل بدیلی برای آن می توان تصور كرد؟ آیا تن دادن به تقدیر و بی عملی راه مناسبی برای پشت سر گذاشتن چالش هایی است كه رویاروی تفكر اصلاحات قرار گرفته است ؟ آیا برای ادامه راه می توان به حوادث غیر قابل پیش بینی و دخالت عوامل بیرونی دل خوش كرد؟
تجربه نشان داده است كه تمامت خواهی همواره آماده است كه فضای خالی ناشی از عقب نشینی اصلاح گران و عقل مداران را با ایجاد فضای احساسی و ترویج لمپنیسم و عامی گری به سرعت پر كند.
در چنین شرایطی خالی كردن میدان عمل و تن دادن به بازی طرف مقابل نه تنها از عقل سلیم به دور است بلكه می تواند برای جنبش اصلاحات و عقل مداری كه در دهه ی اخیر بهای سنگینی برای ایجاد و پایداری آن پرداخته شده است شكستی غیر قابل جبران به وجود آورد.
در شرایط كنونی، تنها راه موجود فراروی جنبش اندیشه مداری داشتن حداقل حاشیه امنی است كه امكان ادامه ی حیات نهاد های مدنی و تشكل های غیر دولتی اجتماعی را زنده نگه دارد و فضای اندكی برای پا گرفتن و ریشه دار شدن این نهادها فراهم سازد . تنها در این صورت است كه می توان به پایدار ماندن فضای گفت و گو در جامعه امید بست و این در حالی است كه با بسته تر شدن فضای جامعه این امكان را باید از دست رفته تلقی كرد و روشنفكران چاره ای نخواهند داشت جز این كه چون گذشته به رویا پردازی بدون امكان گفت و گوی فراگیر با جامعه قناعت كنند. درست با همین استدلال است كه معتقدم جنبش اندیشه مداری چاره ای ندارد جز ان كه در ساختار سیاسی كشور نماینده ای داشته باشد. نماینده ای كه حداقل ها را برای حضور اندیشمندان در عرصه ی جامعه و ادامه دار شدن گفت و گوی اجتماعی فراهم كند.
