خبرگزاری مهر، حسین کشتکار: شامگاه پنجشنبه به ناگاه اینترنت کشور محدود شد، بهت و سرگردانی که پس از آشوبهای گسترده در خیابان اتفاق افتاد و اطلاعرسانی که در این شرایط ضرورت داشت مختل و خدماترسانی حوزههای مختلف دچار اختلال شد اما آنچه واضح بود استفاده از فضای مجازی به ویژه شبکههای اجتماعی خارجی در شبکهسازی اغتشاشاتی بود که دامنگیر گروهها و بخشهای مختلف جامعه شد.
این آشوبها آنقدر برای مردم ایران در شهرهای مختلف ناآشنا بود که درک ضرورت محدودسازی فضای مجازی و شبکههای اجتماعی برای اقشار مختلف اجتماع ممکن شد، مردم تخریب، آتشزدن و از بین بردن اموال عمومی و برخورد خشن و جنایتکارانه با مأموران امنیتی برایشان خط قرمزی بود که کیان سلامت اجتماعی و آینده ایران را هدف گرفته بود، از سوی دیگر دولت و دستگاههای مسئول در حوزه امنیت عمومی را به این نتیجه رساند که جداسازی و توقف روند اغتشاش و آشوب از اعتراض بدون محدودیتهای گسترده فضای مجازی ممکن نیست.
شاید اگر نظام تنظیمگری فضای مجازی در کشور که امروز مشخص شده است بخش جدی از حکمرانی را تشکیل میدهد پیشتر از این به سامان درستی رسیده بود نیازی به چنین واکنش گسترده و ناگهانی نبود. از این رو نمیتوان به سادگی از این مساله گذشت که عدم سازوکار روشن در تنظیمگری موجب رفتارهای پیش بینی نشده ناگهانی میشود که نظام ارتباطات میان فردی و خدمات عمومی را نیز ممکن است تحتالشعاع قرار دهد.
امروز و پس از حضور گسترده مردم در خیابانهای کشور برای جداسازی صف مردم از اغتشاشگران به نظر میرسد امنیت عمومی جامعه تا حدود زیادی تأمین شده است از سوی دیگر برخورد قاطع نیروهای امنیتی با اغتشاشگرانی که فرصت شبکه سازی و هماهنگی گسترده را از دست داده بودند تا حدود زیادی نظام متشنج سازی آنها را متوقف ساخته است.
آنچه از این اتفاق در رسانههای غربی بیشتر منعکس شد ادعای تلاش ایران برای محدود کردن اطلاع رسانی از اعتراضات و اغتشاشات خیابانی بود اما این واکنش پر هیاهوی رسانهای نباید ما را از این مساله غافل کند که بسیار بیشتر از اثر رسانهای محدود سازی فضای مجازی آنچه مد نظر بود متوقف ساختن روند تساعدی تخریب و اغتشاش بود که در شبکههای بدون کنترل اجتماعی اتفاق میافتد. آموزش ساخت کوکتل مولوتوف ، آموزش تولید بمبهای مختلف، آموزش نحوه برخورد با پلیس و غیره مواردی هستند که میتوان گفت اصلاً جنبه رسانهای ندارند بلکه بیشتر آسیب اجتماعی به شمار میروند که برای همه دنیا خط قرمز است و این مساله فارغ از بازنمایی اعتراض و اغتشاش هرچه که باشد پدیده دیگری است.
طبیعی است که انتظار داشته باشیم در شرایط پایدار حداکثر ظرفیتهای فضای مجازی برای مخاطب ایرانی و شهروندان جامعه در دسترس باشد اما پرسش امروز این است که آیا عبور ناگهانی از محدودیتها درست ترین راهکار مواجهه در شرایط کنونی است. اگر شرایط فزاینده اغتشاشات که منجر به مسدود سازی اینترنت شد قابل پیش بینی نبود امروز حداقل میبایست از تجربه به دست آمده در مدیریت این صحنه حداکثر استفاده را داشت. دولت و مسئولین امر بهتر است پیش از هر تصمیمی برای رفع محدودیتها و عادی سازی شرایط به این مساله فکر کنند که پس از تحمیل محدودیتها امروز مردم انتظار دارند فضای مجازی به گونهای دوباره در اختیارشان قرار گیرد که به ناگاه نگران از بسته شدن آن به دلیل عدم اشراف کافی نظام حکمرانی نباشد.
شاید یک بار در بحران گسترده اجتماعی برای مردم بسته شدن ناگهانی و محدودیت قابل پذیرفتن باشد اما حتماً رفت و برگشتهای از این دست فرسایش اجتماعی بیشتری به دنبال دارد بنابراین همان اندازه که محدودسازی بدون پیش زمینه موجب نارضایتی و اختلال میگردد بازگشت غیرهدفمند به شرایط قبلی نماد ناکارآمدی در حکمرانی خواهد بود. پیش از بازگشت به شرایط قبل باید به چند پرسش مهم پاسخ داد نخست آنکه آیا تهدیدهای ناشی از اعمال تنظیم گری مناسب در فضای مجازی برطرف شده است. آیا ظرفیت آشفتگی اجتماعی شبکههای هدایتگر این اغتشاشات در فضای مجازی از بین رفته است. آیا نظام دسترسی پیش برنده و قابل قبولی برای آینده در نظر گرفته شده است. ممکن است پاسخ این باشد که جواب این سوالها در کوتاه مدت به دست نخواهد آمد اما در تنظیم نسبت شرایط و امکانات میبایست واقعنگر بود به نظر میرسد این بار هم ما ممکن است پیش از تصمیم بلند مدت و در نظر گرفتن مصالح کلان برای عبور از بحران، اسیر اقدامات شتابزده شویم.
اکنون فرصتی است که دولت صادقانه با مردم دلایل این تصمیم را در میان گذارد و برای حکمرانی آینده همراهی آنها را در مسیر انسجام اجتماعی به دست بیاورد، انتظار عمومی پیش از آنکه بازگشت سریع به گذشته باشد درخواست آیندهای ایمن و پایدار است.

