از تولستوی می پرسند، منظورت از آناکارنینا چیست؟
می گوید: اگر بخواهم آنرا توضیح دهم
باید دوباره از اول بنویسم!
فرج عزیزی
کارشناس ارشد ادیان و عرفان
برای رسیدن به حقیقت باید ابتدا "واقعیت" را بشناسیم. درکِ واقعیت مقدمۀ درکِ حقیقت است. علوم گوناگون ریشه در واقعیت دارند. پیشرفت، آبادانی، تکنولوژی، فرهنگ، تاریخ و تمدن، ریشه در واقعیت دارند. زندگی و حیاتِ حقیقیِ انسان ریشه در واقعیت دارد. اساساً همه هستی ریشه در واقعیت دارد. و حال ما در عرصۀ حیات چگونه می توانیم که بدون درک و شناخت واقعیت به درک و شناخت حقیقت دست بیابیم؟ کسی که از حقیقت سخن می گوید بدون اینکه قبل از آن ما را به شناختِ واقعیت خوانده باشد می تواند یک فریب کار باشد.
هایدگر " متافیزیک " را بزرگترین حجاب " وجود" می دانست. و بنظر من متافیزیک بزرگترین حجابِ " واقعیت " و " زندگی" است. متافیزیکی که بریده از زندگی و واقعیت باشد در واقع بزرگترین حجاب در برابر حیاتِ انسانی است.
محدودة متافیزیک همان محدودة فکر و اندیشة انسانی است. هر چه محدودة فکر و اندیشة هر انسانی گسترده تر می شود از گسترة متافیزیک کاسته شده و بر محدودة فیزیک ( واقعیت ) افزوده می شود . و در واقع اینگونه حقیقت از آسمان متافیزیک بر زمینِ واقعیت فرود می آید و سرنوشتِ حقیقت با واقعیت گره خورده و یکی می شود.
"واقعیت" زیر بنای حقیقت است. ما با واقعیت ها زندگی می کنیم. حقایق همچون میوه های درخت واقعیت هستند. خوبی ها و بدی ها، زشتی ها و زیبایی ها، عشق ها و نفرت ها، راست ها و دروغ ها، لذت ها و دردها، داشتن ها و نداشتن ها، برخورداری ها و محرومیت ها، آبادانی ها، و ویرانی ها، توانمندی ها و ناتوانی ها، پیشرفت ها و عقب ماندگی ها، و ... همه و همه ریشه در واقعیت دارند.
بدون شناخت واقعیت نمی توان به حقیقتِ زندگی دست یافت. حقیقتِ زندگی "بهره مندی" است. اما برای رسیدن به این بهره مندی (که همان تحول و تکاملِ مادی و معنوی انسان و برخورداری از لذت های مادی و معنوی در مسیر زندگی است) باید ابتدا در امکانات مادی و معنوی واقعیت بیاندیشیم. غفلت از این مسئلۀ مهم موجب عدم پیشرفت ما در شاخه های گوناگون زندگی می شود. در مسیر این نوشتار ما از زیبایی سخن خواهیم گفت و از عشق و از هنر و از فلسفه و از گفتگو و از جشن و در کل از "زندگی" و از "واقعیت"...
این نوشتار در کل می تواند بر علیه وضعیت موجود باشد اما نه به لحاظِ سیاسی بلکه به لحاظِ فلسفی!
ادامه دارد...
