خود آگاهی:
آیا تاکنون از خود پرسیدهاید که «من کیام؟»، «تا چه اندازه با سختیهای زندگی کنار میآیم؟»، «آیا واقعا خودم را دوست دارم؟»، «چه اندازه نظر دیگران برایم مهم است؟» و....اینها سؤالاتی هستند که لازم است افراد از خود بپرسند. لازمه جواب دادن به این سؤالها خودآگاهی است. خودآگاهی به این معناست که فرد چه برداشتی از خود داشته و بر اساس این برداشت چه احساسی پیدا میکند. نوع خودآگاهی ما پیشبینی کننده احساس رضایت ما از خودمان و زندگی است و به نظر میرسد که احساس رضایت نیازی است که تقریبا تمامی فعالیتهای ما معطوف به آن میباشد. احساس راضی نبودن از خود، نشانهای است که به فرد هشدار میدهد که نیازمند تغییر است. اصلیترین و اساسیترین بخش این تغییر با کار بر روی خودآگاهی شکل میگیرد. ممکن است این ذهنیت پیش بیاید که پس از عمری با خود زیستن، ما قاعدتا باید خود را بشناسیم ولی با کمال تعجب عده کمی به این مهم نائل آمدهاند. ما کمتر حاضریم وقتی را صرف این کنیم که ببینیم دارای چه خصوصیاتی هستیم و به ندرت میتوانیم به طور منظم ارزشها، علائق و چیزهایی که دوست نداریم، اساس باورهایمان یا سبک زندگیمان را تجزیه و تحلیل کنیم. خودآگاهی، توانایی شناخت خود و آگاهی از خصوصیات، نقاط ضعف و قوت ، خواستهها ، ترس و انزجار است. رشد خودآگاهی به فرد کمک میکند تا دریابد تحت استرس قرار دارد یا نه و این معمولا پیششرط ضروری روابط اجتماعی و روابط بین فردی مؤثر و همدلانه است. خودآگاهی بیشباهت به نقشه راه نیست. همانطور که با استفاده از نقشه سریعتر به هدف میرسیم، خودآگاهی نیز ایجاب میکند که برای طی مسیر تکامل، نقاط ضعف خود را رفع و بر نقاط قوت خود بیافزاییم. هدف اصلی مهارت خودآگاهی این است که فرد با تعمق، به تمام ویژگیهای خود نگریسته و تصمیم بگیرد که چگونه باشد.عامل رشد شخصيت در انسان هم همين خودآگاهي است که باعث ميشود انسان نسبت به توانایی ها و نقاط ضعف خویش آشنا شود. تفکر و بازنگری، دو راه افزایش خودآگاهی است براي افزايش خودآگاهي بايد تفکر بيشتري درمورد اعمال و کارهاي خود کنيم ، در واقع بايد سعي کنیم مسائلي که به ناخودآگاه مي رود مسائل حل شده بوده و به صورت عقده درانسان در نيايند. "بايد انسان عميقاً فکر کند که از چه آفريده شده است." خودشناسي رابطه مستقيم با تصوير ذهني دارد. تصويري که انسان از خود در ذهن مي پروراند، ريشه بيشتر رفتارهاي وي را تشکيل ميدهد. زيرا علت اينکه هر يک از ما از خود تصويري غيرواقع بينانه ميسازيم در حقيقت محصول چيزهائي است که ساير مردم خواه به درست يا غلط ، درباره ما به ما گفته اند ، و ما را آن طور بيان وتوصیف نموده اند. جهل به «خود» بزرگ ترين جهالت براي انسان است ، زيرا همان گونه که خودشناسي از شريفترين معارف بشري است ، ناداني نسبت به خود از دردناکترين نادانيهاست . پيامبر اکرم (ص) در اين زمينه ميفرمايند: "کسي که خود را شناخت خداي خود را هم خواهد شناخت.
اجزای خودآگاهی:
اولين جز خودآگاهي ، شناخت ويژگي ها و صفات خويش است . يک قسمت بااهميت از نحوه نگريستن به خودمان عبارت است از ارزيابي مثبت و منفي راجع به خودمان . اين نحوه نگرش به خود ، عزت نفس ما را مي سازد. شکل گيري عزت نفس و خودپنداره در ما، از دوران کودکي آغاز مي شود.
دومين جز از خودآگاهي شناخت توانايي ها، استعدادها و پيشرفت هايمان است.هريک از ما موفقيت هايي را در زندگي کسب کرده ايم که ناشي از توانايي ها و استعدادهاي ماست که آجرهاي ساختمان اعتماد به نفس ما را تشکيل مي دهد. اعتماد به نفس هم مانند خودپنداره و عزت نفس در تعاملات اجتماعي شکل مي گيرد.
يکي ديگر از اجزاي خودآگاهي تصوير واقع بينانه اي است که از خود داريم . پذيرفتن خود واقعي و همسو کردن آن با ايده آل ، تصويري که ما دوست داريم و مي خواهيم مانند او باشيم ، نيازمند تمرين و کسب مهارت خودآگاهي است .
چهارمين جزء خودآگاهي شناخت افکار، ارزش ها و باورهايمان است . مجموعه افکار باورهاي ما را مي سازند و مجموعه اي از اين باورها، ارزش هاي ما را مي سازند. در حقيقت افکار، باورها و ارزش هاي ما چارچوب و ساختار ذهني ما را مي سازد و ما براساس اين چارچوب يا ساختارهاي ذهني اطلاعات دريافتي از محيط پيرامون را پردازش مي کنيم و بر مبناي آن به دنيا و محيط پيرامونمان مي نگريم و يا در خصوص ديگران ، خودمان و محيط اجتماعي مان رفتار و قضاوت مي کنيم .
آخرين جز و مهمترين جز خودآگاهي که رابطه تنگاتنگي با ديگر اجزاي آن دارد، شناخت احساس رضايت و نارضايتي ما از خودمان ، زندگي ما يا احساس تغيير است .
شناخت اشتباه ها، نقاط ضعف ، نارضايتي ها و شکست ها، اولين قدم در جهت شناخت تغيير و اقدام در جهت رفع و اصلاح آن است .از آنجا که نوع رفتار ما ناشي از احساسات ، افکار و نگرشها، نوع برداشت ها، طرز تلقي ، باورها و ميزان اعتماد به نفس و عزت نفس ماست ، کسب مهارت خودآگاهي عامل مهمي در ارتباطات ، موفقيت ها و شکست هايمان است .
خودآگاهي عاملي است که موجب مي شود، افکار ما به توانمندي ها و نقاط مثبتمان معطوف گردد. به طور کلي ، کسب مهارت خودآگاهي منشا رفتارهاي سازنده مفيد، مسوولانه و احترام به خود است .در آموزش مهارت هاي زندگي براي اين که انسان بتواند از خود ارزيابي مثبتي داشته باشد و خود را با ارزش بداند، بايد از خصوصيات مثبت ، توانايي ها، زيبايي ها و استعدادهاي خود آگاه باشد و به آنان ارج گذاشته و از اين ويژگي ها احساس خوشحالي و رضايت کند.علاوه بر اين ، انسان بايد قادر باشد به طور واقع بينانه محدوديت ها، کاستي ها و ناتوانايي هاي خود را ببيند و آنها را به عنوان قسمتي از خود بپذيرد و از وجود آنها شرمنده نباشد. قبول اشتباه ها و يادگيري از آن يکي ديگر از نکاتي است که باعث افزايش عزت نفس و کسب مهارت خودآگاهي در انسان مي گردد.پس به طور کل منظور از خودآگاهي يعني شناخت نقاط ضعف و قوت ، خواست ها، ترس ها، رغبت ها و تمايلات خود اين توانايي به ما کمک مي کند تصوير واقع بينانه اي از خود داشته باشيم و حقوق و مسووليت هايمان را بهتر بشناسيم .
منتظر آشنایی با سایر مهارت های زندگی باشید
