دیدار با مادران و خواهران فداکاری که در کسوت محبت مادرانه و خواهرانه جامه پرستاری پوشیده اند
اسفندماه 1400 است و بهار نزدیک به همراه آقای حسینجانی بخشدار ترکمانچای-آقای عزتی رییس جمعیت هلال احمرمیانه –آقای کاظمی مدیرعامل انجمن معلولین توانمند میانه - خانم مهدیلو مسئول بهزیستی این بخش تصمیم گرفتیم در آستانه بهار به دیدار انسانهای فداکار و گمنامی برویم که راه کمتر کسی به خانه آنان ختم میشود
مادری سالمندی که با وجود بیماری جامه پرستاری برتن کرده و از 3فرزند معلولش عاشقانه نگهداری می کرد و با عشق؛ عمر خود را مصروف تیماری فرزندان خود می کرد چه آنکه تصور و تفهم آن نیز برای ما سخت و دشوار است و خودش و زندگیش را وقف آنها کرده بود و بزرگترین آرزویش عمل پای پسرمعلولش بود
در خانه ای دیگر خواهری که با وجود داشتن همسر و فرزند از 4 معلولی که توانایی حرکت نداشتند (دوخواهر،یک برادر و مادر)شبانه روز نگهداری می گرد از افرادی که فقط قادر بودند به سقف خانه ، گاهی دیوار و گاهی هم صورت مهربان خواهرشان نظاره کنند و این تمام زندگی اشان بود و آرزوی برادر معلول که دوست داشت ویلچر برقی داشت و با آن بتواند به میدان اصلی بخش برود و خواهری که گوشی داشته باشد و با آن خودش تماس بگیرد و مادری که ایزی لایف داشته باشد تا دخترش هر روز بیش از این زحمت نکشد و شبها نیز بتواند با آرامش بخوابد با ایشان که صحبت می کردیم می گفت به کمک دعای این معلولان عزیز توانستم بابیماری سرطان مقابله کنم و آن را شکست بدهم.

و همه این فرشته های زمینی در مشکلند یکی به تخت یکی به مواد غذایی یکی به هزینه دارویی و .... آرزوی همه آنها انجام کارهای شخصی خود چون سرویس بهداشتی و استحمام بود اما همیشه شاکر خداوند بودند و چه خوب است همت کنیم و کمی از مشکلات این عزیزان بکاهیم تا بتوانند کمی بهتر زندگی کنند و بهشت همین نزدیکیهاست.

