محمدرضا مشایخی فرماندار بومی شهرستان میانه اولین فرمانداری هست که در دولت رئیسی برکنار شد. در حالی که برخی از مدیران زیر مجموعه ایشان به همراهی برخی بزرگان شهر بارها به دیدار استاندار رفته و خواهان ابقای ایشان در فرمانداری میانه بودند، این فرماندار بومی بعد از 4 سال مدیریت شهرستان، با نمره غیرقابل قبول از سوی مردم، رفوزه شد و اتاق فرمانداری را ترک کرد.
فرماندار شدن مشایخی با مقاومت شدید دکتر فرمند نماینده وقت میانه همراه بود که اصطکاک بسیاری در پی داشت و انرژی بسیاری از طرفداران این مدیر بومی گرفت. دلسوزان شهر هزینه های زیادی دادند تا این جوان بومی مسئولیت مدیریت شهرستان را به عهده بگیرد و گرفت.
اما دوران 4 ساله مسئولیت مشایخی، دوران آرامی نبود. زلزله در بخش ترکمنچای آزمونی بود برای ایشان که اثبات کند اعتماد مسئولین به مدیربومی اشتباه نبوده. این مقطع زمانی مصادف شد با تبلیغات زودهنگام انتخابات مجلس که کاندیداها با زیر ذربین بردن ضعف های مدیریت بحران شهرستان، عرصه را برای فرماندار جوان تنگ کردند که در این میانه روشنگری و اطلاع رسانی های به موقع تا حدودی اثرات این تخریب ها را کم کرد و می توان گفت که کارنامه قابل قبولی از وی در زمان زلزله منطقه شاهد بودیم.
چالش بعدی مشایخی در مقام مدیر ارشد اجرایی دولت در شهرستان به انتخابات مجلس، شوراها و ریاست جمهوری بر می گردد که یکی از اصلی ترین وظیفه ی یک فرماندار است. مشایخی با چندین سال تجربه کار انتخاباتی، متاسفانه چنان عملکرد ضعیفی از خودش نشان داد که داد همه درآمد و تخلفات متعدد انتخاباتی در حوزه های رای گیری باعث ابطال برخی صندوق های رای شد و این کشمکش هنوز هم تمام نشده و ادامه دارد.
اما مشایخی جوان قافیه را زمانی باخت که مواضع اصولی خود را تغییر داد و با غربالگری در تله خودی های ناموجه افتاد و همزمانی این امر با بحران کرونا و بی برنامگی و خودکامه پنداری های ایشان باعث انزوای بی سابقه او و دستگاههای اجرایی شهرستان شد و محمدرضای جوان با نارضایتی بالای 80 درصدی از مردم نمره منفی گرفت و از تخت خودبزرگ بینی پایین آمد.
اینکه میراث مشایخی در قامت یک مدیر ارشد اجرایی شهرستان چه بود را می توان از مقایسه جلسه تودیع ایشان با خداحافظی فرمانداران پیشین فهمید.
این که هیچکس او را دوست نداشت و کسانی که برای حیدری آزاد گریه کرده بودند، حتی به مراسم تودیع مشایخی نرفتند.

