"توهین کنندگان به رئیس جمهور شناسایی شدند ، تعدادشان ۲۰ نفر بیشتر نبود"
شاید این نخستین خبری بود که در رابطه با شناسایی عواملِ اهانت به رئیس جمهور ، از زبان معاون امنیتی استاندار تهران شنیده شد و بلافاصله دهان به دهان چرخید ؛ پیشتر علی مطهری _نائب رییس مجلس شورای اسلامی و نماینده ی مردم تهران در مجلس_ خاطر نشان کرده بود که شعارهایی که عده ای با برنامه ریزی قبلی و از روی عناد علیهِ منتخب ملت در راهپیمایی روز قدس سر داده اند قطعاً مصداقِ جرم است و حتما باید رسیدگی قضایی شود ؛ وی همچنین یادآور شده بود که در رابطه با این ماجرا دادستان تهران در معرض یک آزمایش بزرگ قرار دارد که آیا با تعقیب و مجازات مجرمان ، استقلال و عدالت قوه ی قضائیه را نشان خواهد داد یا خیر؟!
تنها ساعاتی پس از این ماجرا بود که عباس جعفری دولت آبادی_دادستان عمومی و انقلاب تهران_ در مورد اهانت به حسن روحانی در راهپیمایی روز جهانی قدس به سایت جماران گفت دستور پیگیری قضایی را در مورد رسیدگی به این پرونده داده است و به وزارت اطلاعات نیز اعلام شده است که اقدامات لازم را انجام دهند.
باید فکر کرد که منشاءِ بروز و همچنین آبشخور اصلی تفکرات افراطیِ خودسرها کجاست؟ آیا کسانی که قصد اهانت به منتخب ملت را دارند تنها همان بیست نفری هستند که روز جمعه علیه حسن روحانی شعار دادند؟! و آیا این افراد و تفکّراتشان آنقدر ناشناخته هستند که برای شناسایی و مقابله با آنها نیاز است وزارت اطلاعات وارد عمل شود؟ آیا محکومیت عده ای محدود و یا حتی مجازات آنها دردی را دوا خواهد کرد؟!
وقتی در یک راهپیمایی ملّی علیه رئیس جمهور منتخب کشوری شعار سر داده می شود و اهانتی صورت می گیرد ، مطمئناً تعقیب ، بازداشت ، محکومیت و مجازات عاملانِ این ماجرا نمی تواند چاره ساز باشد چرا که هتّاکان به "منتخبِ ملت" در واقع "وحدت ملّی" را نشانه رفته اند ؛ آن هم در شرایطی که منطقه، زیرِ فشار درگیری ها و نا امنی هایی است که تنها به خاطر وحدتِ ملیِ ما ایرانیان ، نتوانسته پای خود را از مرزهایمان به داخل بگذارد.
به نظر صاحب این قلم خودسری و افراطی گری چیزی نیست که تنها مختصِ عده ای محدود باشد که بتوان با محکومیت و مجازات عده ای انگشت شمار آن را ریشه کن کرد بلکه چنین اقداماتی زاییده ی تفکراتی است که پای بسیاری از تریبون های رسمی داخلی شکل گرفته اند ؛ حال می خواهد تریبون رقابت های انتخاباتی باشد که شاید هر چهارسال یکبار به دستشان می افتد و یا تریبونِ مقدّسِ فریصه ای الهی باشد که هر هفته در اختیار دارند و باید دید که برای مقابله با مبلّغانِ افراط چه می توان کرد؟
باید از خود پرسید که در خلال این ماجرا این خطیبانِ پشتیبانِ افراط نبودند که در دل شادمان بودند و در محافل خصوصی شان فریاد مرحبا و دست مریزاد سر می دادند؟!
به گفته ی بسیاری از تحلیلگران ، ادامه ی روند خشونت سیاسی در داخل کشور می تواند مانع بزرگی در برابر فصای مساعدی باشد که این روزها برای سرمایه گذاری خارجی در ایران ایجاد شده است ، فضایی که به لطف عراقچی ها و ظریف ها با روزها و ماه ها مذاکره برای جلب اعتماد متقابل ایجاد شده است ؛ اما سوال اینجاست که این خشونت ها سنگ اندازی ها به معنای از بین بردن هزاران فرصت شغلی برای جوانانمان نیست؟ باید ببینیم کسانی که در کارزار انتخاباتی وعده ی ایجاد میلیون ها شغل می دادند اکنون در کدام سو ایستاده اند؟! آیا در آینده باز هم به ادامه ی روند خشونت سیاسی در داخل کشور دامن خواهند زد یا معتقدند هرگونه توهین و هتّاکی به منتخب مردم برخلاف مصلحت عمومی کشور است؟ پرسش هایی که پاسخ به آنها نیازمند گذر زمان است!
فارغ از اینکه این توهین ها و شعارها علیه شخصِ روحانی صورت گرفته است ولیکن لازم است ایشان_به عنوانِ پرچمدار اعتدال_در ادامه ی سُکّان داری دولتشان به جای جبهه گیری شخصی ، اراده ی ملی را برای مبارزه با افراطی گریِ سیاسی برانگیخته کند چنان که از شخصیت ایشان نیز جز این انتظاری نمی رود ؛ چرا که آنهایی که "امروز" توانسته اند آبروی نظام را در رسانه های جهانی به چالش بکشند و اسرائیل را شادمانِ روز قدس کنند ، بیم آن است که "فردا" باز هم بتوانند به راحتی وحدت ملی را نشانه روند.
امیدوارم که هیچگاه فرصت کافی در اختیار خودسرها برای میدان داری چه در عرصه ی سیاسی و چه در عرصه های اجتماعی و فرهنگی قرار نگیرد و این هتّاکی ها به مثابه ی پتکِ آهنگران ، کلیدِ تدبیر و امید را مقاوم تر و کارآمد تر بکند.
امیرعلی پزشکی
