قافلان سسی - اخبار میانه - میانه

اصل قورباغه ای

اصل قورباغه ای
شناسهٔ خبر: 7591 -
یادداشت

اگر يک قورباغه تيزهوش وشاد را برداريد وداخل يک  ظرف  آب جوش بيندازيد قورباغه چه کار مي کند؟ بيرون مي پرد!  درواقع قورباغه فورً به اين نتيجه مي رسد که لذتي در کار نيست وبايد برود!  حالا اگر همين قورباغه يا يکي از فاميلهايش را برداريد وداخل يک ظرف آب سرد بيندازيد وبعد ظرف را روي اجاق بگذاريد وبتدريج به آن حرارت بدهيد قورباغه چه کار مي کند؟  استراحت ميکند...چند دقيقه بعد به خودش مي گويد: ظاهرا آب گرم شده است. وتا چشم به هم بزنيد يک قورباغه آب پز آماده است.


نتيجه اخلاقي داستان!
زندگي به تدريج اتفاق مي افتد. ماهم مي توانيم مثل قورباغه داستان سادگي کنيم وبه گرمای تدریجی آب عادت کنیم و وقت را از دست بدهيم وناگهان ببينيم که کار از کار گذشته است .همه ما بايد نسبت به جريانات زندگي مان آگاه وبيدار باشيم.

سوال؟

اگر فردا صبح از خواب بيدار شويد وببينيد که بيست کيلو چاق شده ايد نگران نمي شويد؟

البته که مي شويد! اما اگر همين اتفاق به تدريج رخ بدهد، يک کيلو اين ماه،يک کيلو ماه آينده و...آيا بازهم همين عکس العمل را نشان مي دهيد؟ نه! با بي خيالي از کنارش مي گذريد.

براي کساني که  ورشکسته مي شوند ،اضافه  وزن  مي آورند يا طلاق  ميگيرند  يا آخر ترم  مشروط  مي شوند! اين حوادث دفعتاً اتفاق نمي افتد . يک ذره امروز، يک ذره فردا و . . . سر انجام يک روز هم انفجار!  و سپس مي پرسيم: چرا اين اتفاق افتاد؟

زندگي ماهيت انبار شوندگي دارد. هر اتفاقي به اتفاق ديگر افزوده مي شود، مثل قطره هاي آب که صخره سنگي را مي فرسايد.


اصل قورباغه اي به ما هشدار مي دهد که مراقب شرایطی که به آن عادت می کنید باشيد!

ما بايد هر روز اين پرسش را براي خود مطرح کنيم: به کجا دارم مي روم؟آيا من سالمتر، مناسبتر، شادتر وثروتمندتر از سال گذشته ام هستم؟ واگر پاسخ منفي است بي درنگ بايد در کارهاي خود تجديد نظر کنيم.


خلاصه کلام

شايد اين نکته رعب انگيز باشد اما واقعيت اين است که هيچ ثباتي در کار نيست يا بايد به جلو پيش برويد يا بلغزيد وپايين بيفتيد.

برگرفته از کتاب  آخرين راز شاد زيستن نوشته آندره متيوس

..................................

اکنون اینجا هستیم؛ میانه!

*  مغازه های سطح شهر به تدریج، سانت به سانت، قدم به قدم پیاده ها روها را اشغال کرده اند و مسئولین هم به این بی قانونی آشکار عادت کرده اند؛ به تدریج!

*  در ادارات ما تابلو و بنرهای تکریم ارباب رجوع به تدریج و ساعت به ساعت، فرمالیته و بی رنگ شده و مسئولین و مردم هم به آن عادت می کنند؛ به تدریج!

* وعده های بزرگی که از سوی مسئولین داده می شود و به تدریج و میز به میز دچار بهانه های مختلف شده و معطل می ماند و مردم هم به این اوضاع عادت می کنند؛ به تدریج!

* پارک ها و فضای سبزی که به تدریج و وجب به وجب برای مردم تنگ می شود و مسئولین مربوطه در اندیشه جمعیت سی سال قبل میانه، به فکر ایجاد فضای جدید نمی افتند و مردم هم به این فضای میلی متری باستانی، عادت می کنند؛ به تدریج!

* شهری که فضای بازی کودکان در آن به تدریج و روز به روز زائد و غیر ضروری شده و بچه ها لابلای مردم در پارکها بازی می کنند و کسی هم از امکانات سایر شهرها چیزی یاد نمی گیرد و مردم هم به کمبودها عادت می کنند؛ به تدریج!

* شهری که انتقادپذیری در آن به تدریج و کلمه به کلمه کوبیده شده و انگ شائبه دار جهت دار بر آن زده می شود تا روح انتقاد بمیرد و جامعه ای سرد و بی روح و خنثی پدید آید؛ به تدریج!

* روزگاری که در آن دروغ و غیبت و فریب و تفسیر به رأی، به تدریج و لحظه به لحظه در فرهنگ عمومی مردم جا می افتد و  چیزی عادی و جزئی از زندگی امروزی تلقی می شود. همان چیزهایی که در عرف و شرع این مردم مذموم و ناپسند محسوب می شود!

** اصل قورباغه ای به ما می گوید که بر اساس عادت تدریجی، متأسفانه توجهی به برخی مشکلات و کمبودهای شهری نمی کنیم. بدین ترتیب سطح توقع بسیار پائین می آید و در نتیجه سطح پیشرفت و توان هم پائین می آید و این یعنی پسرفت یک شهر؛ البته بصورت تدریجی!

دیدگاه‌ها




پربیننده‌ترین اخبار روز

تبلیغات
تبلیغات