ماجرای عجیبِ نجات معجزه‌آسای دختر خردسال توسط دهیار هوشیار!

شناسهٔ خبر: 47581 -
اخبار میانه
وی ادامه میدهد؛ دیدم دختر بچه‌ خردسالی از شاخه بلند درخت گردوی کنار جاده آویزان است. درنگاه اول متوجه نشدم چه اتفاقی رخ داده و گمان میکردم درحال شیطنت و بازی‌ کودکانه است، ولی وقتی نزدیکتر رفتم و او را بی‌تحرک دیدم نتوانستم واکنش نشان ندهم، بنابراین عصبانی صدایش زدم. وقتی چندبار صدایش زدم و از او جوابی نیامد، دیگر ترسیده بودم.

به گزارش خبرنگار قافلان، چند روز پیش کودک بدحال خردسالی که دچار خفگی شده بود از روستای کسلان واقع در بخش کندوان شهرستان میانه به اورژانس بیمارستان این شهر منتقل می‌شود‌.

رضا فتاحی دهیار این روستا در مصاحبه با خبرنگار قافلان میگوید؛ درحال بازگشت از باغ بودم که با صحنه عجیبی روبرو شدم.

وی ادامه میدهد؛ دیدم دختر بچه‌ خردسالی از شاخه بلند درخت گردوی کنار جاده آویزان است. درنگاه اول متوجه نشدم چه اتفاقی رخ داده و گمان میکردم درحال شیطنت و بازی‌ کودکانه است، ولی وقتی نزدیکتر رفتم و او را بی‌تحرک دیدم نتوانستم واکنش نشان ندهم، بنابراین عصبانی صدایش زدم. وقتی چندبار صدایش زدم و از او جوابی نیامد، دیگر ترسیده بودم.

پریدم و پایش را با بیل بلند تکان دادم، اما آنچه که مقابل چشمانم قرار داشت قابل باور نبود؛ آن دختربچه انگار دیگر زنده نبود و تکان نمیخورد‌. دستپاچه و پریشان او را به زحمت پایین کشیدم و دیدم که کلاه لباسش به درخت گیر کرده و دور گردنش پیچیده و خفه شده بود. بااینکه گمان داشتم بی‌جان است برای اطمینان سعی کردم صدای قلبش را گوش دهم، وقتی صدای قلبش را آهسته و به زور شنیدم متوجه شدم که زنده است ولی نفسهای آخرش را میکشد. بنابر آموخته‌هایی که از آموزشهای هلال احمری داشتم شروع به احیاء قلب و تنفس مصنوعی کردم و حدود پنج الی ده دقیقه طول کشید تا نفسش برگردد و به هوش بیاید.
در این ضمن کودکی به دنبال کلاهش به ما نزدیک شد، با دیدن احوال پریشان وی حدس زدم که احتمالاً با دختر بچه نسبتی داشته باشد.
دهیار کسلان ادامه ماجرای عجیب را اینطور میگوید؛ فوراً کودک نیمه‌هوشیار به بیمارستان انتقال داده شد و من در این حین بود که متوجه چگونگی این رخداد تلخ و عجیب شدم.
آن کودکی که دنبال کلاهش می گشت از اعضای خانواده دخترک بود که اینبار با اعضاء خانواده برگشتند که گویا درحال انتقال اسباب و وسایل عشایری از کوه بزقوش درطول مسیر متوجه عدم حضور وی شده و بازگشته بودند.
وی در توضیح این ماجرای عجیب به نقل از پدر دختربچه میگوید؛
گویا آن دختر بر روی تاج کامیون همراه با دیگر بچه‌های هم‌ سن و سالش نشسته و در دنیای کودکانه خود درحال تماشای جاده بودند که هنگام عبور از محدوده روستای کسلان، کلاه لباس وی به شاخه بزرگ و آویزان درخت گردو گیر کرده و همانجا حلق‌آویز مانده بود.
دهیار هوشیار و فداکار روستای کسلان ضمن تایید خبر نجات و سلامتی دخترخردسال در بیمارستان میانه می‌افزاید؛ خدا را شکر میکنم که این اتفاق تلخ به عزادار شدن خانواده‌ای نیانجامید. نمیتوانم حتی تصور کنم که اگر امروز از آن مسیر عبور نمی‌کردم چه اتفاقی قرار بود بیوفتد. خوشحالم که آن کودک الان زنده و به دنیا بازگشته است.

قافلان به نوبه خود، حس انسان دوستی رضا فتاحی، دهیار مهربان و فداکار روستای کسلان را می ستاید و برایش سلامتی و سربلندی آرزو می کند. 

 

دیدگاه ها

حمیدشاهمحمدی
۹۹/۵/۲۶ ۰۰:۵۰

واقعا قابل ستایش هست این دهیارهوشیار

زاهدي
۹۹/۵/۲۶ ۰۰:۰۰

ياد دهقان فداكار ميانه اي افتادم ضمن تقدير و تشكر از پسر دايي عزيزم و آرزوي موفقيت بيشتر برايشان روح دهقان فداكار هم شاد

بهرام
۹۹/۵/۲۳ ۱۲:۲۸

ساغول رضا فتاحی

مظاهر سلطانی
۹۹/۵/۲۱ ۱۲:۳۴

ساغولسین رضا فتاحی نی وتمام کسلانی لاری



گزارشات تصویری

کارتون