گاها اسامی خیابانها در شهرها، ماجراها و خاطرات زیادی را با خود به همراه دارند که بعضا نسلهای بعدی از آنها بیاطلاعاند. مثلا برای من همیشه سوال بود که چرا در میانه بر خلاف سایر شهرها خیابان یا میدانی به نام انقلاب نامگذاری نشده و در عوض خیابانهای منتهی به میدان آزادی به نام شهیدان میانجی و رحیمی نامگذاری شدهاند؟ تا اینکه در گفتگو با یکی از شاهدان وقایع انقلاب در میانه متوجه شدم شهیدان میانجی و رحیمی شهدای دفاع مقدس نبودهاند و بلکه اولین شهیدان انقلاب در میانه به حساب میآیند. و این چنین جواب سوالم را میگیرم، نام این شهیدان برابر با نام انقلاب است و بعبارت دیگر مسیر آزادی از خون میانجیها و رحیمیها میگذرد. در ادامه گوشهای از وقایع دی ماه ۵۷ در میانه را به روایت یک شاهد عینی میخوانید:
در دی ماه ۵۷ قبل از پیروزی انقلاب و یک روز قبل از آتش گرفتن سینما میترا واقع در تقاطع خیابان امام و خیام و در محل بانک مهر اقتصاد فعلی، شهید میانجی اولین شهید انقلاب در شهرستان میانه موقع تظاهرات خیابانی و درگیری با مامورین گاردی شهربانی از ناحیه سر به شدت مجروح گردیده و به تبریز اعزام شده بود. فردای آن روز خبر شهادت ایشان (اولین شهید انقلاب در میانه) اعلام شد. از ساعات اولیه صبح تمامی شهر تعطیل گردیده و عده کثیری از مردم با در دست داشتن پلاکارد "میانه شهید داد" به طرف جاده ترانزیت تبریز حرکت کرده و تا کیلومتر ۵ ادامه مسیر داده آنجا جمع شدند.
هر ماشینی که میرسید به تجمع کنندگان ابراز احساسات میکرد. مردم منتظر ورود امبولانس حامل پیکر شهید میانجی بودند که تا نزدیکی های ظهر تجمع ادامه داشت تا اینکه بعلت دیر رسیدن آمبولانس مردم با همان تجمع در صف های فشرده به طرف داخل شهر راهپیمایی کردند گفتنی است که بیشتر اهالی روستاهای اطراف هم با شنیدن خبر شهادت شهید میانجی و یا فراخوان رهبران مذهبی به شهر میانه آمده و موج جمعیت در خیابان اصلی (خیابان امام فعلی) خیلی زیاد بود.
در ورودی شهر لحظه به لحظه به تعداد راهپیمایان اضافه شد و شد تا احساسات مردم به اوج رسید و علیه حکومت شاه شعار سر دادند. تظاهرات از اول خیابان امام (پارک انقلاب) ادامه یافت پس از عبور از مقابل ساختمان ژاندارمری (روبروی شرکت نفت) و فرمانداری (روبروی قنادی مارال) به حوالی سینما نزدیک شد. جمعیت خیلی زیاد بود و تا ده هزار نفر تخمین زده میشد. در همین زمان و در حدود ساعت ۳ ظهر مردم تظاهرات کننده که بیشترشان جوانان ۱۵ تا ۳۰ ساله بودند با پرتاب سنگ به سینما حمله کردند. در آن لحظه حقیر در میان جمعیت بودم که صاحب سینما مرحوم امیرهوشنگ شقاقی جلوی سینما التماس میکرد که مردم! سینما مال خودتان است خرابش نکنید! ولی گوش کسی بدهکار نبود ازدحام جمعیت فوق العاده زیاد بود بطوری که خیابان امام حدفاصل خیابان بهداری تا مسجد حضرت ابوالفضل (ع) و خیابان خیام و کوچه های منتهی از جمعیت تظاهرات کننده و شعار دهنده موج میزد.
در همین گیر و دار متوجه شدیم عده ای از مردم به داخل سینما رفته و آن را آتش زده و خیلی از اسباب و اثاثیه داخل سینما را بیرون ریختند. دیگر تا آخر شب همان روز حریق داخل سینما ادامه داشت و احتمالا بعلت ازدحام جمعیت یا شاید اعتصاب کارکنان آتش نشانی امکان خاموش کردن حریق بوجود نیامد و خلاصه به این شکل تا ۲۴ ساعت بعد از آن واقعه دود مهیبی از داخل و سقف های سینما به هوا بلند میشد و شاید میشد از فاصله زیادی آن را مشاهده کرد تا اینکه فردایش قسمتی از سقف سینما فرو ریخت و طبق گفته صاحب سینما کلیه لوازم داخل بکلی طعمه حریق گردیده و از بین رفت.
و اما در روز تظاهرات و حدود نیم ساعت بعد از شروع آتش روزی سینما نیروهای گاردی شهربانی خود را به محل حادثه رسانده و با تظاهرات کنندگان علیه حکومت شاه به مقابله برخواستند و شروع به پرتاب گاز اشک آور کردند و نفرات جلویی را با باتوم میزدند. آن روز آن روز تظاهرات خیابانی کشمکش با نیروهای گاردی تا غروب ادامه داشت و حدفاصل سینما تا چهارراه بالا (مجسمه شاه) موج جمعیت بود و هر لحظه بر شور و احساسات انقلابی مردم اضافه میشد.
حدود ساعت ۵ بعد از ظهر بود که مامورین گاردی شهربانی در چهارراه و نزدیک مجسمه شاه موضع گرفتند. مردم شعار دهنده به طرف چهارراه در حرکت بودند و به طرف مامورین سنگ پرتاب میکردند و شعار میدادند "این سنگهای دست ما روزی مسلسل میشود" در پاسخ گاردیها شروع به تیراندازی هوایی و پرتاب گاز اشک آور کردند در همین گیر و دار و در حوالی پاساژ طوفانی فعلی شهید رحیمی (دومین شهید انقلاب در میانه) تیر خورد و به زمین افتاد و بلافاصله در آغوش مردم به بیمارستان انتقال یافت ولی گفتند قبل از رسیدن به بیمارستان به شهادت رسیده است.
توضیح اینکه شهید رحیمی جزو افرادی بود که برای شرکت در تشییع جنازه شهید میانجی از روستاهای اطراف به میانه آمده بودند.

