به گزارش قافلان سسی به نقل از میانه نگار، پروژه راهآهن اردبیل – میانه که در سال ۱۳۸۳ کلنگ آن به زمین خورد، اکنون وارد سومین دهه عمر خود شده است. مسیری ۱۷۵ کیلومتری که میخواست آخرین استان بدون خطآهن کشور را به شبکه سراسری متصل کند، بهعنوان یکی از صعبالعبورترین و پرهزینهترین پروژههای ریلی ایران، بارها وعده افتتاح گرفت اما هنوز در پیچ و خم زیرساخت، تأمین بودجه و اختلاف آمارها درگیر است.
سرگذشت ۴ دولت؛ وعده، وعده و باز هم وعده
از دولت هشتم تا دولت سیزدهم، وعدههای متعددی برای اتمام این پروژه داده شد. حتی در دورهای که یکی از وزرای راه، بومی اردبیل بود، پروژه از بنبست خارج نشد. با وجود اینکه در سالهای اخیر ارقامی چون تخصیص «۲ هزار میلیارد تومان در دولت سیزدهم» مطرح شدهاند و آمارها از پیشرفت «۹۳ درصدی» خبر میدهند، اما در واقعیت، هنوز بیش از ۳۰ کیلومتر ریلگذاری انجام نشده و ایستگاهها نیز در مراحل ابتدایی تجهیز هستند.
بهویژه در ماههای اخیر که اعلام شد این پروژه به دلیل «شهادت رئیسجمهور» از برنامه زمانبندی خارج شده، بار دیگر موج ناامیدی در میان مردم اردبیل و میانه پدید آمد. مردمی که دیگر شنیدن واژههایی چون «افتتاح قریبالوقوع» یا «تخصیص مرحلهای اعتبار» برایشان معنایی ندارد.
پروژهای که میلیاردها بلعید، اما هنوز «راه» ندارد
این خط ریلی قرار است با هدف کاهش بار جادهای، حمل بار صنعتی و افزایش ایمنی احداث شود و تا افق ۲۰ سالهاش، بیش از ۴ میلیون تن بار و ۱.۵ میلیون مسافر را جابهجا کند. اما آنچه امروز وجود دارد، پروژهای با ۶۲ تونل و دهها پل ناتمام، ایستگاههایی ناقص و پیمانکارانی است که بخشی از اعتبارات وعده داده شده را هنوز دریافت نکردهاند.
برآوردها نشان میدهد بیش از ۳ هزار میلیارد تومان دیگر برای تکمیل پروژه نیاز است، که یکسوم آن بدهیهای معوق به پیمانکاران است.
آیا وعده شهریور ۱۴۰۴ قابل تحقق است؟
وزیر راه و شهرسازی در آخرین بازدید خود وعده داد که فاز اول پروژه تا پایان تابستان ۱۴۰۴ به بهرهبرداری برسد. اما باتوجه به شرایط اقتصادی دولت، پیچیدگیهای اجرایی پروژه و سرمای زودرس منطقه، بسیاری از کارشناسان این زمانبندی را خوشبینانه میدانند.
حتی اگر فاز اول به بهرهبرداری برسد، ادامه پروژه تا پارسآباد و اتصال به جمهوری آذربایجان، نیازمند دهها هزار میلیارد تومان سرمایهگذاری دیگر خواهد بود.
سخن آخر
پروژه راهآهن اردبیل – میانه اکنون نه تنها پروژهای عمرانی، که به یک آزمون حیثیتی برای دولتها تبدیل شده است. آزمونی که مردم، ۲۰ سال است با صبر و سکوت از کنار آن گذشتهاند و حالا دیگر انتظار ندارند زودتر قطار را ببینند؛ بلکه فقط میخواهند بدانند تا کِی باید منتظر بمانند؟

