مرگ اقتصادي، بر خلاف مرگ سياسي، مرگي خاموش است!
در عصري که از آن با عنوان «عصر ارتباطات» ياد مي کنند براي تحليل مسايل مختلف اجتماعي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي نمي توان به ابزارها و وسايل ارتباط جمعي بي توجه يا کم توجه بود. بدون شک اين ابزارها نقش بسزايي در شکل گيري رفتارها و پديده هاي مختلف دارند. رسانه ها بويژه مطبوعات نيز درميان وسايل ارتباط جمعي از موقعيت ويژه اي برخوردارند. مطبوعات اصلي ترين عامل شکل گيري افکارعمومي محسوب مي شوند. وجود مطبوعات و وسائل ارتباط جمعي كه امروزه اشكال سنتي آن به شدت دچار تغيير و تحول بنيادين شده، از جمله ضرورتهاي اجتنابناپذير جوامع انساني است و اين مهم به گونهاي با زندگي روزمره شهروندان پيونده خورده كه فقدان آنها به مثابه نقصي بزرگ در روند همزيستي اجتماعي انسانها تلقي ميشود. نقشي كه رسانه به طور عام در توسعه زيرساختهاي اجتماعي در جوامع گوناگون انساني ايفا مينمايد، انكارناپذير بوده و شايد به جرأت بتوان گفت كه هرگونه توسعه بدون در نظر داشتن سهم رسانه ابتر خواهد ماند.
نشريات محلي نيز يکي از گروههاي مهم مطبوعاتي محسوب مي شوند. به اعتقاد بسياري از محققان علوم ارتباطات، آينده متعلق به رسانه ها و نشريات بومي است و قدرت اثر بخشي آنان بسيار بيشتر از ساير گروه رسانه هاي همجنس خود مي باشد. جامعه شناسان ارتباطات معتقدند نشريات محلي به دليل کارکردهاي ويژه خود در حوزه مسايل بومي عمده ترين نقش را در شکل گيري رفتارهاي اجتماعي در پايه اي ترين سطح خود دارا هستند و در نحوه قضاوت و عکس العمل مردم در سطوح ملي و بين المللي نيز از اين رهگذار به شکل غيرمستقيم نقش آفريني مي کنند.
در مقطع كنوني تاريخ ايران، ضعف مالي نشريههاي محلي و فقدان سازوكارهاي حمايتِ ماليِ جدي و مؤثّرِ دولتها از مهمترين عاملهايي است كه چراغ اين نوع نشريهها را، بدون سر و صدا، خاموش ميكند. مرگ اقتصادي، بر خلاف مرگ سياسي، مرگي خاموش است! تعداد نشريههايي كه تاكنون بر اثر مشكلات اقتصادي تعطيل شدهاند، بيش از نشريههايي است كه دچار مرگ سياسي شدهاند.
هيچ نشريهاي در جهان با حدس و گمان و سليقه شخصي گردانندگان آن متولد نميشود. پديدآورندگان هر نشريه، گرچه با تكيه بر دانش روزنامهنگاري حركت خود را آغاز ميكنند، اما قبل از حركت، مخاطب خود را شناختهاند و با برنامهريزي، كليد را به چرخش در ميآورند. برنامهريزي مبتني بر مخاطبشناسي در هر حوزه از فعاليت روزنامهنگاري، اساس و پايه انتشار، نشريات است. در جامعه ما حدود دو هزار نشريه، انتشار مييابد اما شمارگان آن در كشوري كه هفتاد ميليون جميعت و دستكم 50ميليون باسواد دارد جمعاً از 2 ميليون فراتر نيست.
در سرمقاله یکی از شمارگان قافلان، مطلبی در باب تداوم انتشار نشریه نوشتم که بسیاری از دوستان نشریه با گذر زمان با اعتقاد کامل به آن رسیدند. قافلان در شرایطی پای به عرصه مطبوعاتی شهرمان گذاشت که در شهر هیچ صدایی به مخالفت و انتقاد بلند نمی شد.
به عقیده بسیاری از صاحب نظران و کارشناسان شهر، هفته نامه قافلان میانه در مدت زمان کوتاه، حاشیه های امنیت برخی مسئولان بی ظرفیت شهر را نا امن کرده و ضمن احترام به قانون و حفظ حرمت و حقوق شهروندی افراد، تندترین انتقادات را از ساختار اداری و فرهنگی و اجتماعی شهر ارائه کرده است. پس باید تداوم داشته باشد.
نظر گرداننده گان نشریه نیز همین است. ولی باید توجه داشت که حفظ استقلال نشریه، مستلزم ابزارهای خاصی است که در صورت فقدان آنها، نمی توان ادعایی داشت. فقدان حامی مالی، نبود امکانات چاپی در شهرستان، پایین بودن ظرفیت و آستانه تحمل برخی مدیران و بسته بودن فضای نقد، کمبود خبرنگار و نیروی کار متخصص و دهها مشکل دیگر، از جمله موانع فعالیت به صورت مستقل است. ولی عوامل قافلان با توکل به خدای یکتا و با حداقل امکانات برای ادامه فعالیت خود مصر هستند و از این پس با تغییراتی در روش کاری و قطع و کیفیت چاپ در خدمت همشهریان خواهند بود.
انتظار می روند ضمن بیان دیدگاه های سازنده خود، همچنان ما ر در ادامه این راه، راهنمایی و حمایت نمائید.
