شیخ امین الضرب یکی از ثروتمندان و سرمایه داران مولد در دوره قاجاریه بود. امین الضرب تامین کننده اصلی هزینه های بست نشینی در مقابل سفارت خانه های کشورهای اسکتبار غربی بود. زندگی افرادی که گاه تا ماه ها در مقابل سفارتخانه های غربی در اعتراض به سیاست های غرب به بست می نشستند، از طریق کمک هایی که امین الضرب به آنها می کرد تامین می شد. این شخصیت مورد اجحاف و ستم ناصرالدین شاه و نیز کشورهای غربی واقع می شد. یکی از دلایل اصلی این مسئله، به پی گیری ها شخص او در مورد ایجاد کارخانه هایی در ایران بود که بدون نیازمندی به واردات کالاهای سرمایه ای و نهاده ها های دیگر، به صورت مستقل و توسط ایرانیان اداره شود. دهها اقدامات دیگر ارزشمند این ثروتمند مولد و کارخانه دار را می توان در صفحات کتاب های تاریخی جست و رای به مردمی بودن این سرمایه دار مولد داد. در دهه های اخیر نیز می توان این گونه شخصیت ها را در سرتاسر ایران سراغ گرفت. پرآوازه ترین آنها مطمئناً شخصیت آذزبایجانی به نامِ زنده یاد، استاد میر مصطفی عالی نسب است. عالی نسب با عنوان پرچمدار اقتصاد ملی شناخته شده است و اقدامات تولیدی خود را در کاخانه عالی نسب، برای کاستن از فشار و نفوذ انگلیسیها در دوران نظام شاهنشاهی که کارخانه علاالدین را اداره می کردند صورت داد. در دهه 1380 و قبل از ترک دنیای فانی، تمام دارایی خود را وقف عموم کرد و تنها برای فرزندان خود سهمی کوچک از دارایی خود را به ارث گذاشت.
در حین اینکه شیخ امین الضرب به پشتوانه سرمایه و ثروت خود اقدامات بیشماری را در عرصه ملی، برای ملت و در مقابل بیگانه ها انجام می دهد، گروهی در جامعه آن روز پیدا می شوند که مردم عوام را با این عناوین که، وی سرمایه دار است، مال مردم خور است، حقوق کارگران را خورده و امثالهم، فریب می دهند و به مبارزه با این شخصیت مردمی می پردازند. مردمی که کم اطلاع از مسائل و پیچیدگی و در هم تنیدگی این مسائل بوده اند، فریب خورِ کسانی می شوند که سوء نیت داشتند.
انتخابات مجلس در پیش است. در طول سه چهار دوره انتخاباتی که سن ما قد می دهد، ما شاهد نوع خاصی از برخورد و به چالش کشیدن نامزدان از طریق برخی از رقبای خود در شهرستان میانه بوده ایم. در این میان می توان دو گروه نامزدها و به تناسب آن، دو گروه عملکردها و برخوردها را از هم جدا کرد: گروه اول، که از اوضاع و احوال جامعه در تمامی زیر سیستم های آن و از جمله اقتصاد، فرهنگ، سیاست، تاریخ و. . . آگاهی کمی داشته اند، یکی از گزینه ها را در تخریب طرف های خود و مخصوصاً آنهایی دیده اند که احتمال قوی برای پیروزی در انتخابات داشتند. گروهی دوم از نامزدها شهرستان میانه، اگر نگویم با آگاهی کامل، می توان گفت که با آگاهی نسبتاً قابل قبول از زیر سیستم ها و زیر نظام های پیش گفته، اساس کار خود در تبلیغات را، توصیف و تبیین مسائل و مشکلات جامعه قرار داده و بدون هر گونه اهانت و بد گویی نسبت به رقبای خود، و با فصل الخطاب قرار دادن علم و اخلاق و ارزش های اسلامی پیش رفته اند، هر چند که ایراداتی نیز داشته اند.
گروه اول، گاه با سخن راندن از حوزه غیر کارشناسی و گرایش به رفتارها و گفتارهای عجیب و غریب، هزینه های سنگینی را از طریق نا آگاه داشتن مردم نسبت به واقعیت مسائل، بر مردم شهرستان میانه تحمیل می کنند. به نحوی که نه تنها روند توسعه و پیشرفت شهرستان را متوقف می کنند، بلکه به عقب بر می گردانند. در سخنرانی هایشان با لحنی محکم از وجود افرادی که برای شهرستان مسئله زا شده اند می گویند. و از توطئه و از همه جانبه بودن فشاری سخن می رانند و از این که عده ای هستند که نمی گذارند و نمی خواهند خدمات جا بیافتد می گویند. در صورت وجود نقصان در کارهایش، برای فرار از پاسخگویی به مردم شهرستان و کارشناسان، اشکالات را بر گردن انواع و اقسام عوامل مجهولی می اندازند که این عوامل مجهول در خوشبینانه ترین حالت با درجه بالایی توجیه گر نیستند و چه بسا اصلاً این عوامل وجود نداشته باشند. به مردم می گویند، هستند کسانی که چوب لای چرخش می گذارند.
شاید مدت ها قبل این نوع جملات و این نحوه بیان، برای مردم شهرستان میانه هیجان انگیز و برانگیزنده احساسات و حتی افزاینده علاقه شان به نامزد خاصی می شد؛ ولی نسبت و درصد قابل توجهی از مردم شهرستان امروزه آگاه تر از آن هستند که فریب این نحوه بیان و تبیین را بخورند. از نظر بنده دوستان گروه اول در دام تئوری توطئه اندیشی مطلق گرفتار شده اند. در تبیین مسائل ما باید کاملاً مواظب باشیم که نه در دام توطئه اندیشی مطلق بیافتیم و نه در دام ضد توطئه اندیشی. به عبارتی باید ضریب اهمیت و سهم هر کدام را با توجه به اهمیتی که دارند به آنها داد. توطئه وجود دارد، ولی اینکه بخواهیم عملکرد نامزد یا نماینده خاصی را کاملاً توطئه گرایانه تبیین کنیم و از این طریق در حوزه هایی که ما اختیارات و مسئولیت داشته ایم، شانه خالی کنیم، نه علمی است و نه منطقی. این اقدام ما شبیه اقدامات کودکان و دانش آموزانی است که در صورت کم آوردن نمره، مردود شدنشان را به معلم نسبت می دهند و می گویند که، معلم به من نمره کم داد. ولی اگر با نمره عالی قبول شود مدعی می شود که، نمره را گرفتم.
در مورد گروه دوم امید است که هر گونه نقصی را که در علم شان نسبت به حوزه های مختلف علوم اجتماعی، همچون اقتصاد، فرهنگ، تاریخ، فلسفه، سیاست، دارند بهبود بخشیده و در صورت توفیق در انتخابات شهرستان میانه، با رویکردی تاریخی مسائل را ریشه یابی کرده و اقدام به رفع مسائل کشور و منطقه بکنند.
امید است با درس گرفتن از حافظه تاریخی و داستان امین الضرب، بتوانیم صحت و سقم ویژگی های منتسب به اشخاص و نامزد ها را که در زمان انتخابات و در شهرستان میانه شدت بیشتری می یابد، تشخیص داده و با وجود برخی مسائل و مشکلات و نارساییها در شهرستان، کسانی را انتخاب کنیم که در حوزه های مختلف بتواند با بهره گیری از توانایی ها، کارشناسی ها و رشادت های خود و مردم شهرستان، و به برکت خون شهیدان و یاری خداوند متعال از جاده های صعب العبور گذر کرده و در مسیر توسعه و پیشرفت روز افزون، به شایستگی هر چه تمامتر حرکت کنند و کشور اسلامی مان و شهرستان میانه را در مسیر بالندگی پیش برند.
یاور احمدپور ترکمانی
