قافلان سسی - اخبار میانه - میانه

قانون و قانون گذاری

شناسهٔ خبر: 1730 -
اخبار میانه

عصر قانونگذاری بشر وقتی آغاز شد که کسانی مثل ژان ژاک رسو، بی ارزش بودن همۀ قوانین گذشته را مطرح کردند و اکنون بشر قانونگذاری را حق خود دانست و خود را ملاک و میزان حق و قانون قرار دارد. ابتدا باید گفت که جامعه با قانون دوام و قوام پیدا نمی کند و با قانونگذاری متحول نمی شود، بلکه وضع متناسب و اجرای صحیح موجب دوام و پایداری جامعه و حکومتی می شود.  چنانچه پیامبران الهی ابتدا مردم را به ایمان و ادب و اخلاق دعوت می کردند و پس از تشکیل حکومت قواعد و قوانین مناسب و متناسب با شرایط ان روز جامعه وضع می کردند.

در هر جامعه ای کم و بیش معلوم و روشن است که دولت یا حاکمیت یا قانونگذار چه باید بکند. در این جهان جدید و مدرن به خوبی مدل سازی و تصویر می شود و سپس قانونگذار با دیدن این تصاویر بهتر درک می کند که چه می توان کرد و باید کرد که این درک و بینش جلوه ای از عقل و خرد متجدد است.

به زبان ساده باید گفت قانون با قبول مردم و در صورت رعایت شدن، قانون می شود قانونگذار خوب کسی است که بداند نیاز مردم چیست و کدام قانون را مردم می پذیرند و رعایت می کنند.

بدترین استبداد این است که کسانی که در موقعیت قدرت و قانونگذاری هستند قوانینی تدوین کنند که امیال و اغراض شان را تامین کند و به این امیال و اغراض صورت قانون بدهند.

در زمان حال قانونگذاری بسیار دشوار شده است، زیرا طرحی برای آینده وجود ندارد و آنچه معمولاً در برنامه ریزی توسعه مدنظر است در گذشته دور در جای و مکان دیگری آزمایش و تحقق یافته است و به درد امروز نمی خورد.

هم چنین مشکل دیگر این است که نهادها و سازمانهای جدید را باید با قانون بوجود آورد، یعنی ابتدا باید قانون وضع کرد و سپس این نهادها و سازمانها را طبق قانون بوجود آورد، البته ابتدا شاید سازمانی بوجود آید و در عمل رشد کند اما بعداً چیزی که با قانون دلخواه بوجود آید مشخص و معلوم نیست.

مشکل دیگر قانون و قانونگذاری و تراکم قوانین و مقررات، ریشه های عمیق تاریخی و فرهنگی است که نمی توان پنداشت با تذکر به دولت ها و مجلس ها از این به بعد قوانین خوب در مجلس تصویب و از مجلس قوانین خوبی بیرون آید. جامعه ای که بلاتکلیف است مسلماً قوانین خوب نمی تواند داشته باشد و مجلسی قانون خوب تدوین می کند که استراتژی معین و مشخص داشته و این استراتژی واسطۀ میان سیاست و تفکر باشد. قانون باید با نظام جهانی ، که در آن زندگی می کنیم متناسب باشد، پس کسانی که به امر قانونگذاری می پردازند کافی نیست که معلومات و سواد و حتی حسن نیت داشته باشند بلکه باید با جهان اطراف خود آشنا و متحد باشند (نظم جهانی) و بتوانند رفتار و گفتار مناسب با آن جهان وضع کنند.

در نهایت اینکه، «جامعه مرکب مطیع و رامی نیست که سوار بتواند آن را به هر راهی که می خواهد ببرد». در نتیجه ضامن تدوین درست و مناسب قوانین و دستورالعمل ها فضیلت های فکری مردم هر کشوری است.

دیدگاه‌ها




پربیننده‌ترین اخبار روز

تبلیغات
تبلیغات