قافلان سسی - اخبار میانه - میانه

اسلام عزیز در ایران عزیز

شناسهٔ خبر: 3808 -
یادداشت
   ایرانیان چگونه مسلمان شدند؟
بحث در باره اسلام آوردن و مسلمان شدن ایرانیان، مدتهای مدیدی است که فکر عده ای  را به خود مشغول کرده و کتابها و مقالات متعددی-  البته نه بصورت منسجم بلکه پراکنده -  در این زمینه به رشته ی تحریر درآمده و نویسندگان زیادی قلم رسایی نموده اند تا زوایای پیدا و پنهان این مسئله را بر همگان روشن سازند. گاهاً مشاهده می شود برخی از نویسندگان از روی بی اطلاعی و یا غرض ورزی و تعصبات قومی و قبیله ای و حسّ ناسیونالیستی مطالبی را در این زمینه نوشته اند که با هیچ منطق علمی سازگاری ندارد. دخالت دادن تعصبات قومی و قبیله ای توسط برخی از جریانهای  ناسیونالیسی، ما را بر آن داشت تا از روی حس حقیقت جویی و حقیقت خواهی و در کمال بی طرفی مطالبی را خدمت خوانندگان عزیز ارائه نماییم.
از ابتدای دوره هخامنشی تا به امروز، تقریباً 2500 سال می گذرد که تمامی ایران امروزی و بخشهای مختلفی از کشورهای همسایه تحت یک حکومت واحدی قرار داشت و از این 25 قرن، قریب به 14 قرن آن مربوط به دوره ی اسلامی است که از چهارده قرن پیش آغاز و تا به امروز ادامه داشته است و دین اسلام به عنوان یک مکتب آسمانی در شئون مختلف علمی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و ... در زندگی ما ایرانیها سهم بسزایی داشته است.
برخی به دنبال القاء این مسئله هستند که ایرانیان نه از روی اختیار بلکه به زور شمشیر و در دوران خلافت خلیفه ی دوم که حمله ی اعراب به ایران صورت گرفت، اسلام را پذیرفتند. 
ما در این مقاله به دنبال ردّ  این نظریه ی غیر منطقی با استفاده از منابع دست اول تاریخ اسلام بوده و به لطف خدا اثبات خواهیم کرد که  " ورود اسلام عزیز به ایران عزیز " نه در هنگام فتوحات اعراب بلکه سالها قبل از آن بوده و این نظریه فاقد هر گونه مبنای علمی، منطقی و تاریخی می باشد.
طبق گواهی تاریخ ، رسول خدا (ص) که در مدینه اقدام به تشکیل حکومت دینی کرده بودند، در سال 6 هجرت نامه های مختلفی به قبایل و سران کشورها ارسال نمودند که بخشی از تاریخ اسلام و مکاتبات رسول خدا (ص) را به خود اختصاص داده است. یکی از آنها، نامه ی معروف آن حضرت به خسرو پرویز پادشاه ایران بود او تنها کسی بود که با بی احترامی تمام با نامه آن حضرت برخورد کرده و آن را پاره کرد. این در حالیست که نه تنها هیچ یک از پادشاهان کشورهای مختلف چنین برخورد ناشایستی را انجام ندادند بلکه با ارسال هدایای مختلفی جواب نامه آن حضرت را ارسال نمودند.
در آن زمان یمن ( کشور یمن امروزی ) جزء حکومت ایران بود و پادشاه آن، شخصی به نام " باذان "  دست نشانده حکومت ایران بود. به دستور خسرو پرویز مامور شد تا دو نفر را به بنامهای " بابویه" و " خسرو" به مکّه ارسال و در مورد شخصی که ادعای پیامبری نموده و جرأت کرده به خسرو نامه بنویسد و نام خود را قبل از نام او بنویسد، تحقیق نمایند.
فرستادگان پادشاه یمن خدمت رسول خدا (ص) رسیدند و آن حضرت فرمودند: بروید و فردا بیایید تا جواب خود را بگیرید. آن دو فردا خدمت آن حضرت رسیدند، پیامبر اسلام (ص) فرمودند: خدا به من اطلاع داده که خسرو پرویز کشته شده و شکمش بدست پسرش " شیرویه " دریده شد و مملکت شما بزودی به دست مسلمین خواهد افتاد. آن دو با حیرت تمام به همراه هدایایی که رسول خدا(ص) به آنها داده بود به یمن برگشته و صحبتهای رسول خدا (ص) را با پادشاه یمن در میان گذاشتند.
" باذان " گفت: ما چند روزی صبر می کنیم اگر این مطلب درست بود معلوم است که او پیامبر خداست و از طرف خدا سخن می گوید. هنوز چند روزی نگذشته بود که پیکی از " تیسفون "رسید و نامه ای از طرف " شیرویه " ( پسر خسرو پرویز ) برای " باذان " آورد، که در آن نامه " شیرویه " علت کشتن پدرش را شرح داده و در قسمتی از نامه اش نوشته بود: شخصی را که در حجاز مدعی نبوت است آزاد بگذارد و موجبات ناراحتی او را فراهم نیاورد. باذان در این زمان مسلمان شد و گروهی از ایرانیان که آنها را " ایناء " و " احرار " می گفتند مسلمان شدند و اینان نخستین ایرانیانی بودند که به دین اسلام گرویدند.
رسول خدا (ص) " باذان " را همچنان بر حکومت یمن ابقاء کرد و وی به عنوان اولین پادشان مسلمان از این تاریخ به بعد از طرف نبی اکرم (ص) بر یمن حکومت کرد و به ترویج و تبلیغ اسلام پرداخت.
" باذان " در زمان رسول خدا(ص) در گذشت و فرزندش " شهربن باذان " از طرف آن حضرت به حکومت یمن منصوب شد، وی نیز همچنان روش پدر را ادامه می داد و به تبلیغ و ترویج دین پرداخته و با دشمنان اسلام مبارزه کرد.
از مباحث بالا به این نتیجه می رسیم که قریب به 18 سال قبل از حمله ی اعراب به ایران، برخی پادشاهان و سران حکومت و توده ی مردم ایران اسلام را پذیرفته بودند.
لازم به یادآوری است اگر از نظر فردی هم به این موضوع توجه کنیم به نظر می رسد  اولین فرد مسلمان ایرانی، سلمان فارسی بوده است.   
       ادامه دارد...
 
منابع دست اول:
طبقات الکبری ج 1، ص 192/ تاریخ طبری ج 3، ص 1143/ المنتظم ج 2، ص 134/ الکامل ج 1، ص 249/ تاریخ ابن خلدون ج 2، ص 482/ البدایه و النهایه ج 2، ص 180/ البدء والتاریخ ج3، ص170/ مجمل التواریخ والقصص ص172
 
سایر منابع:
مجموعه ی آثاراستاد شهید مطهری ج 14/ ایران در زمان ساسانیان، کریستین سن/ تاریخ تمدن ایرانی، جمعی از خاورشناسان/ تاریخ اجتماعی ایران، سعید نفیسی/ تاریخ تمدن اسلام و عرب، گوستاولوبون/ تاریخ ادبیات، مستر براون/ تاریخ تمدن اسلام، جرجی زیدان/ تاریخ جامع ادیان، جان سان/.
 

دیدگاه ها




گزارشات تصویری

تبلیغات