اگر من نماینده بودم

شناسهٔ خبر: 40454 -
یادداشت

1️⃣ اولاً مقاله‌ام را با نام خدا آغاز می‌کنم. همه می‌دانیم که نماینده مجلس بودن شغل خوبیست و مهم‌ترین ویژگی سیاست‌مدار -به‌قول دکتر سریع‌القلم- آن است که هویتی برای کشور خود تعریف و نقاشی کند که قدرت‌زا باشد. وانگهیست که می‌توان درک خوب اردوغان و بقیه رهبران کشورهای صنعتی از این سخن فریدمن که "شوکت یک ملت در آن است که از دولت حقوق نگیرد" را فهمید. بنابراین اگر از من سوال شود که مانع اصلی پیشرفت و دمکراسی در ایران چیست بدون درنگ در یک کلمه خواهم گفت: "نفت". نفت بلای خانمان‌سوز ما شده است و من اگر نماینده مجلس شوم رک‌وپوست‌کنده با آسفالت و اتوبان و تبدیل شهر به بخش و بخش به شهر و شهر به استان و باقی تقسیمات کشوری کاری نخواهم داشت. چون اعتقاد دارم باید زمینه و بستر پازل باقوام باشد تا قطعات آن درست چیده شوند. من اگر نماینده شوم فقط به وضع قوانین درست اهتمام خواهم داشت و سعی خواهم کرد نفت خام‌فروشی نشود و یا اگر شد پولش درست و با برنامه‌ریزی خرج شده و فاصله استراتژی‌های ملی با سیاست‌های روز حفظ شود. نه اینکه معلوم نشود پول نفت کجا می‌رود و به جیب کدام نهادهای غیر پاسخگو!

2️⃣ بله! شفافیت اولویت بعدی من خواهد بود. شفافیت است که دخل و خرج یک مملکت را در یک نظام غیررانتیته مثل آینه در پیشگاه ملت به نمایش می‌گذارد. درست مثل یک دفتر روزنامه که خوش‌خط و بی‌خط‌خوردگی تنظیم شده و حساب دخل‌وخرج و بدهکاری و بستانکاری و مانده‌ی آن دقیق مشخص است. نه اینکه خیلی از نهادهای نظامی یا فرهنگی مثل صداوسیما از بیت‌المال بخورند اما نه پاسخگوی مردم باشند و نه کسی تلوزیون ایران را تماشا کند. شاید اگر همین هزاران میلیاردی که خرج این نهادها یا صدور انقلاب می‌شود خرج کارهای زیربنایی و بازسازی و نوسازی مسکن و شهرهای فرسوده می‌شد امروز کرمانشاه ویران جایی مثل دبی یا ابوظبی بود. و ضمناً مردم ترکمانچای هم دیگر سودای شهرستان‌شدن نداشتند و آنجا روستایی بود احتمالاً به زیبایی روتنبرگ.

3️⃣ کوچک‌سازی و چابک‌سازی دولت بعد از شفافیت اولویت مهم من خواهد بود. بخش بزرگ بودجه کشور سالانه خرج هزینه‌های جاری وزارتخانه‌ها و نهادها و سازمان‌های پت‌و‌پهن می‌شود. بی تردید می‌توان تمام هیئت‌حاکمه را در 4 وزارتخانه‌ی آموزش عالی، امنیت داخلی و جنگ، اقتصاد و خزانه‌داری و امورخارجه با مجموعه‌ای کوچک از نخبگان ابزاری و فکری گنجاند و بخش خصوصی را وسعت بخشید که به جهت اطاله‌ی کلام بیش از این به این بند نمی‌پردازم. البته من یک اولویت دیگر هم دارم که نمی‌توانم این‌جا بگویم چون آزادی را دوست دارم و تنم نمی‌خارد. خلاصه و در یک کلام اینکه طرحی به صحن می‌برم که با تصویبش از آن روز همه‌ی هزینه‌ها صرف آبادی ایران شود.

4️⃣ دیگر اینکه من اگر نماینده شوم مثل آقای دکترفرمند لباس و مثل آقای مهندس‌حاجی‌اصغری کفن نخواهم پوشید؛ بلکه کت‌وشلوار و پالتویی اتوکشیده، گران‌قیمت و ایتالیایی با جورابی مشکی پوشیده و کفش‌هایم همواره برق خواهند زد. خط تیغ بر پوست صورتم پیدا و روی آن عطری تلخ و خوش‌بو از بنفشه‌ی کوهستانی پراکنده خواهد بود؛ چرا که معتقدم باید آبروی شهر خود بوده و مثل دوگل و قوام به شوکت و پرستیژ و احترام موطن و شهرم بیندیشم.

5️⃣ من با محسابه‌ی حروف اضافه سخن خواهم گفت و مثل حاج‌آقا قاضی‌پور داد نخواهم کشید و مثل آقای دکترشیویاری وزنه‌بودنم را جار نخواهم زد. بی‌دلیل نیست که گفته‌اند سیربودن و صیقل شخصیتی باید قبل از موقعیت سیاسی تحقق پیدا کند و باز به تعبیر دکتر محمود سریع‌القلم رفتار دمکراتیک مهمتر از افکار دموکراتیک است و به‌قول توین بی، ملتی متمدن است که کارهای عقلایی را برحسب عادت انجام دهد نه برحسب فکر. مثل ژاپنی‌ها و آلمانی‌ها که در میان خود منتهای لطف و هم‌فهمی و مدارا را دارند. به عبارت دیگر هنر معاشرت آنها رمز موفقیت آنهاست. این بود مقاله‌ی من!

دیدگاه ها

123
۹۶/۱۱/۱۷ ۱۹:۱۷

خوب است...

گزارشات تصویری

کارتون

آخرین خبرها