از زبان محاوره ای تا زبان معیار

از زبان محاوره ای تا زبان معیار

شناسهٔ خبر: 9808 -
بخش ترکی
از زبان محاوره ای تا زبان معیار

با وجود تلاش های زیادی که در خصوص پیوند بین زبان محاوره ای تورکی با زبان معیار و ادبی صورت گرفته است، خیلی ها هنوز هم تفاوت بین زبان گفتار یا محاوره ای، با زبان نوشتار یا معیار را درک نکرده اند!

همانطور که می دانید هر ملت، قوم و یا قبیله می تواند لهجه های متفاوتی از یک زبان را داشته باشد. حتی اگر ریزتر به موضوع نگاه کنیم داخل یک محیط اجتماعی کوچک هم به گویش های متفاوتی برخورد می کنیم. مثلا گویش بازاریان، رانندگان، روحانیون، دانشجویان و...

علم زبانشناسی به ما می گوید با وجود لهجه ها و گویش های فراوان در داخل یک زبان، همه آنها به یک زبان صحبت می کنند. آنچه تفاوت دارد گفتار و لهجه سخنوران یک زبان است نه زبان آنها!

اما برای انتقال دانش و فرهنگ و ادبیات به دیگران در زمان حال و آینده، باید تمامی لهجه ها را کنار گذاشته و از شیوه معیار آن زبان استفاده کنیم.

«زبان معیار، دارای یک گرامر و ساختار نحوی واحد از تمامی لهجه ها و گویش های یک زبان است» لهجه یک روستا یا شهر و یا طبقه خاصی از جامعه نیست. به عبارت دیگر زبان معیار یک فرا لهجه است.

معمولا نوشتن و سخن گفتن با زبان معیار مشخص کننده این نیست که ما اهل کدام شهر یا روستا هستیم. اما اگر کسی با نحوه گفتار شما پی به کجایی بودن شما برد بدانید که با لهجه صحبت کرده اید! بنابراین هر زبانی که توسط ما استفاده می شود دارای دو حالت لهجه و معیار است.

به یک نمونه از لهجه محاوره ای فارسی تهرانی و نمونه برگردان آن به فارسی معیار توجه کنید:

- بهش گفتم تا نیومدم چیزی نگه. اما اون هرچی از دهنش در اومده بهش گفته. صداش کردم که بگم بیاد بشینه اما نیومد. یهویی چشام به یه ماشین افتاد که می رف طرف خونه شون...

حال متن فوق را به فارسی معیار برمیگردانیم:

- به او گفتم تا نیامده ام چیزی نگوید. اما او هرچه از دهانش در آمده به او گفته است. صدایش کردم که بگویم بیاید و بنیشیند اما نیامد. ناگهان چشمانم به یک ماشین که طرف خانه یشان می رفت افتاد...

همانطور که می بینید در متن محاوره ای و لهجه ای اول، کلمات شکسته و دگرگون شده اند و اشکالات گرامری هم دیده می شود. در متن دوم، بهش به «به او»، نگه به «نگوید»، هرچی به «هرچه»، بیاد به «بیاید»، بشینه به «بنیشیند»، نیومد به «نیامد»، یهویی به «ناگهان»، چشام به «چشمانم»، یه به «یک»، می رف به «می رفت»، خونه شون به «خانه یشان» و ... تبدیل شده است. بدین طریق گفتار با لهجه به زبان معیار تبدیل شد.

در زبان تورکی هم همین اتفاق می افتد. نویسندگان، مترجمین، گویندگان و مجریان رادیو و تلویزیون باید با ارتقاء دانش زبانی خود فرق لهجه و زبان معیار را بدانند. مثلا در جملات زیر فرق لهجه و معیار کاملا مشخص است:

لهجه زنجان: اولان دو، گه بیرا، هارا گئدیرن؟!

تورکی معیار: اوغلان دور، بورا گل، هارا گئدیرسن؟!

 

لهجه تبریز: بیلیط آلمیسان؟ ایستیروخ گئداخ ائل گؤلی یه!

تورکی معیار: بیلیط آلمیشسان؟ ائل گؤلویه گئتمک ایسته ییریک!

 

زبان معیار در عین حال که به همه گویش ها و لهجه ها تعلق دارد تابع هیچکدام از آنها نیست. در زبان نوشتاری قواعد و گرامر علمی زبان لحاظ می شود نه گویش مردم یک شهر یا روستا!

نکته مهم دیگری که ذکر آن ضروری است این است که زبان نوشتار و معیار در مدرسه آموخته می شود و زبان نوشتاری بدون مدرسه نمی تواند دوام بیاورد. حتی برای زبان گفتاری هم تا حدودی چنین است. مشکل اصلی در مورد زبان تورکی در ایران نبود امکانات آموزش عمومی است. می دانیم که هم زبان گفتاری و هم نوشتاری نیازمند آموزش اند. اولی را در خانه و دومی را در مدرسه فرا می گیریم. کسانی که در همه عمر خود حتی تابلوی مغازه ای را به تورکی ندیده اند، نباید انتظار داشته باشند که به محض باز کردن اولین کتاب تورکی باید آن را مثل بلبل بخوانند. حتی اگر آن شخص یک تورک و استاد دانشگاه باشد دلیل بر با سوادی او به زبان مادری نیست.

از اینرو گریزی نیست که باید زبان را در مدرسه آموخت  یا با تلاش شخصی پیگیر در بیرون مدرسه یاد گرفت و همه کسانی که امروزه در ایران تورکی را می توانند بخوانند و بنویسند از این راه دوم وارد شده اند! و اگر امروزه فلان کتاب یا مجله تورکی در ایران با هزاران تیراژ به فروش می رسد معجزه است. و این معجزه صرفا با تلاش های فردی و علاقه مندان  به زبان مادری رخداده است وگرنه با توضیحاتی که داده شد حتی نباید یک نفر هم که بتواند تورکی را بخواند می داشتیم!

منابع و اطلاعات بیشتر:

ترکی هنر است – اسماعیل هادی

بئله اوخو، بئله یاز – علی محمدبیانی

دیدگاه ها

کاربر میهمان
۹۵/۹/۶ ۱۹:۳۹

اصلا نه زبان محاوره ای معلوم است نه معیار باید محاوره جدابودو معیار هم جدا

گزارشات تصویری

کارتون

آخرین خبرها