به بهانه ٢٠ام فروردين ماه سالروز قطع روابط سياسى ايران و آمريكا توسط كارتر(رئيس جمهور وقت آمريكا):

چشم انداز روابط سیاسی ایران و آمریکا چگونه خواهد بود؟!

شناسهٔ خبر: 40512 -
یادداشت

به بهانه ٢٠ام فروردين ماه سالروز قطع روابط سياسى ايران و آمريكا توسط كارتر(رئيس جمهور وقت آمريكا):

روزى كه والاس مورى نخستين سفير رسمى آمريكا در ايران در سال ١٩٤٤ پا به ايران گذاشت فكرش را نمى كرد، حالا كه روابط سياسى دو كشور از سطح كنسولگرى به احداث سفارت خانه رسيده است، روزى این رابطه آنقدر تنزّل پيدا كند كه به قطع كامل بيانجامد.

اتفاقى كه در ۱۳ آبان ١٣٥٨ توسط دانشجويانى كه غرب ستيزى را نوعى پهلوى ستيزى و انقلابى گرى مي دانستند ، كليد خورد و مهرِ تأييد آن در ٢٠ فروردين ٥٩ به پاى طومار روابط سياسى دو كشور خورد.

حالا كه ٣٧ سال از آن زمان می گذرد گروهى از جامعه هنوز معتقدند كه اقدام دانشجويان براى تسخير سفارت، دور از تأمل و تعقل و سرشار از روحيه ى غوغاگرى و جسارت افراطى بود؛ اقدامى كه ميتوانست به نيّتِ كوتاه كردن دست آمريكا از سياست داخلىِ ايران باشد، به قطع يد انجاميد.

با نگاهى گذرا به پيشينه ی روابط سياسى ايران و آمريكا مى توان دريافت كه علاوه بر نقاط تيره اى همچون دخالت نا به جا در سياست هاى داخلى ايران، اعمال حقِ كاپيتولاسيون به آمريكا، نقش آمريكا در سرنگونى دولتِ مردمى مصدق و چند مورد ديگر، اين پيشينه داراى نقاطِ مثبتى نيز بوده است كه از جمله ی آن مى توان به وام هاى هنگفت مالى به دولت ايران و حمايت هاى تسليحاتى اين كشور اشاره كرد ؛ همچنين پس از پايان جنگ جهانى دوم، آمريكا نقش بسزايى را در خروج ارتش سرخ شوروى از خاك ايران ايفا كرد كه قابل چشم پوشى نيست.

با اینکه ظاهراً به نظر می رسد دو کشور پس از قطع روابطِ سیاسی با یکدیگر ، هیچگونه پیوندِ دیپلماسی نداشته باشند ، ولی در مواردی دیده ایم که برخی الزاماتِ سیاسی و امنیتی توانسته است نمایندگان دو کشور را دور یک میز بنشاند که ماجرایِ مک فارلین و مذاکراتی که در سه دور برای صلحِ عراق در بغداد توسطِ نمایندگان دو کشور انجام گرفت ، شهود عینی این الزامات هستند.

پس از گذشت سال ها از بحرانِ بین المللی گروگان گیری ۶۶ نفر از کارمندان سفارت آمریکا در خاک ایران ، اعمالِ فشارهای شورای امنیت و تحریم های شدید کنگره ی آمریکا علیه ایران ، بار دیگر  دو دولت ملزم به شروع فصل جدیدی از مذاکرات شدند.

این‌بار دشمنی با آمریکا ، به خصومت با سایر کشورهای عضو شورای امنیت نیز تبدیل شده بود و ایران می بایست به جای مذاکره ی دوجانبه ، تمامیِ طرف های مذاکره را پای میز نگه دارد تا بلکه به نتیجه ی مطلوبی برسد.

مذاکراتی که پس از فراز و نشیب های گوناگون و گمانه زنی های متعدّد در مورد موفقیّت آن نتیجه داد و در قالب برنامه ی جامعی به گوش جامعه ی جهانی رسید.

امروزه جامعه ی جهانی به این نتیجه رسیده است که گفتگوی تمدّنها بهترین راهِ عبور از تنگناهایِ اختلاف ها و درگیری هاست به شرطی که طرفین از سیاست های یک جانبه گرایانه و زورمدارانه بپرهیزند و به حقوقِ حقّه ی یکدیگر احترام بگذارند ؛ همانطور که پرچمدارِ دولت تدبیر و امید در این مورد اشاره کرده است :

《روابط سیاسی ایران و آمریکا در حدّ دشمنی و تخاصم است ، باید سعی کنیم این حد را با برنامه ریزی و تدبیر پایین آوریم و حداقل روابط را از دشمنی به تنش برسانیم. در وضعیّتِ کنونی قادر نیستیم بگوییم با آمریکا می خواهیم تنش زدایی کنیم زیرا امروز بحثِ تهدید و تخاصم است. در ۸ یا ۱۰ سال پیش میشد ؛ امّا امروز در مرحله ی دیگری قرار گرفته ایم.》

امید است با تدبیر به درمانِ زخم های کهنه و ترمیمِ گذشته برآییم.

دیدگاه ها

گزارشات تصویری

کارتون

آخرین خبرها