کنکاشی در باب دنیای هالیوود و زندگی ما؛

هالیوود درون

شناسهٔ خبر: 20967 -
یادداشت

«« به نقل از نشریه قافلان شماره 146 »»                                    نوشته: رضا عباسی اقدم

"کودک درون " اصطلاحی است در روانشناسی که چند سالی است بسیار سر زبانها افتاده است. افرادی مثل رامبد جوان و خاله شادونه و جیم کری نمونه هایی هستند از کسانی که کودک درون فعال و زنده ای دارند. هر کدام از ما هم کودک درون دارین منتها یا بروز نمی دهیم یا در بعضی جمع های خاص آن را رها می کنیم. اما این فقط خصوصیات کودکی نیست که در درون انسانها وجود دارد، افکار شیطانی هر فرد را می توان شیطان درون اسم گذاشت. حس تنبلی بیش از حد بعضی ها را می توان "کوالای درون" نامید! تماشاگرانی که در استادیوم الفاظ نامناسب فریاد می زنند همین مردم هستند که شاید در زندگی شخصی بسیار متفاوت و محترم برخورد کنند اما "بی ادبی درون" آنها در استادیوم بروز می کند. و خیلی درون های دیگر؛ مثلاً "هالیوود درون"

 عموم مردم ما در زندگی شخصی خود بافرهنگ و آرام و نجیب هستند اما گاه در هنگامه دعوا یک بزن بهادر بالفعل می شوند! پدری که تمام وظایف پدری خود را در حد توان انجام می دهد گاه به مرحله ای می رسد که همسر خود را می کشد. جوان ایرانی که بسیار پرتوان و شاد است گاه به وضعیتی می رسد که دست به چاقو می برد. شاید بتوان گفت هر شخص یک "هالیوود درون" دارد. همه در مذمّت و بدآموزی شبکه های ماهواره ای و تأثیر نامطلوب و گاه خطرناک آنها نه تنها بر روی فرزندان بلکه بر روی روابط خانوادگی اذعان دارند اما هنوز نمی توانند از دیش ها دل بکنند. آمارهای فزاینده طلاق و قتل های فامیلی و بدبینی های خانوادگی و تغییر رفتارهای باورنکردنی در خانواده و بخصوص فاجعه طلاق های عاطفی، همه مهر تأییدی است بر اثرات مخرّب برنامه های ماهواره ای، اما هالیوود درون انسانها نمی تواند از جذابیت های ظاهری سریال ها و فیلم و شوهای ترکی و لس آنجلسی و هالیوودی بگذرد حتی به قیمت فروپاشی کانون خانواده! بچه هایی که خود تصاویر و اطلاعات نامناسب و فراتر از سن خود دریافت می کنند، برای پدر و مادرها اصلاً مقبول نیست اما اثر ماهواره را در این بحران کتمان می کنند چرا که هالیوود درونشان را نمی توانند راضی کنند. جوانانی که در غَلَیان و بحران هویت و امیال، تماشاگر داستانها و شخصیت هایی غیراخلاقی هستند، ولی پدر و مادرها چشم بر این انفجار می بندند به این بهانه دنیا عوض شده! دیگر حوصله فامیل را نداریم، مهمانی ها بیشتر دور هم بودن است تا با هم بودن، مردن انسانها برایمان موضوعی عادی است، کار کردن یک کودک برای یک لقمه نان توجهی را بر نمی انگیزد، دروغ و تقلب و تظاهر و ریاکاری و مجیزگویی و بی اخلاقی و دشنام و کامنت های بی ادبانه و تهمت و . . . امروزه رفتاری تعجب برانگیز و زشت و فاجعه نیست. درون هر آدمی این رذایل وجود دارد، مثل همان کودک درون، اما با بچه هایمان بچگانه بازی نمی کنیم چون بچه نیستیم اما بی اخلاقی های درون را کنترل نمی کنیم. در داخل خانه عاشقانه ای رو نمی کنیم چون قباحت دارد اما دیدن این قباحت ها در پای ماهواره را ایراد نمی دانیم. خود را بافرهنگ و باادب و محترم می دانیم و می شناسانیم و می خواهیم که باشیم اما در کامنت ها و سریال ها و فضای مجازی نیازی به رعایت این فضایل نمی بینیم. بجای کمک به دیگران در هنگام بدبختی، دوست داریم با گوشی عکس و فیلم بگیریم و بعد از ارزش های فراموش شده می نالیم. ترساندن و ضایع کردن و تهمت و هتک آبرو و مزاحمت صوتی شبانه و عدم رعایت حقوق همسایگی و شایعه سازی و  . . . همه  و همه را رفتارهایی بد و ناشایست و بی فرهنگ می نامیم و خود را مقیّد و طرفدار فرهنگ و اخلاق جلوه می دهیم اما به هنگام عمل خودخواه و خودبین و مغرور هستیم. ذره ای دشنام و اندکی بی اخلاقی و لحظه ای بی فرهنگی از سوی فرزندانمان را شایسته و در شأن خانواده خود نمی دانیم و بر می تابیم، اما سمبل و نماد و ابزار بی اخلاقی و فرهنگ ستیزی را نمی توانیم از خانه های خود بیرون کنیم چون هالیوود درونمان را دوست داریم.  هر معضل اخلاقی و مشکل رفتاری فرزندمان را تقصیر جامعه و دوستان و مدرسه و حکومت می دانیم اما خود را تغافل و تجاهل می زنیم اما دریغ که این غفلت و جهالت مشکل ما را حل نمی کند. ابتدا لازم است انرژی ها و افکار نفی درون خود را پاک کنیم سپس به فراست تصحیح و تقبیح دیگران باشیم./

به گفته شیخ بهایی: "اگر بی انصاف نداند که انصاف چیست، انصاف داند که بی انصاف کیست!"

دیدگاه ها

کاربر میهمان
۹۵/۱۱/۱۲ ۰۰:۳۴

خیلی قشنگ نوشته شده

گزارشات تصویری

کارتون

آخرین خبرها